غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
103
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
نيز بهرام نام داشت به جايش نشست و هفده سال فرمان راند . پروبوس قيصر در شهر سرمين در نبرد كشته شد . كاروس « 336 » قيصر دو سال سلطنت كرد « 337 » . در بين النهرين بمرد . پسرش نومريانوس نيز در افريقيه كشته شد . كارينوس « 338 » پسر ديگرش نيز در نبرد جرامقه به قتل رسيد . اين جرامقه قومى بودند در موصل از ريشه ايرانى . در سال دوم پادشاهى كاروس كوزما « 339 » و دوميانى شهيد شدند . ديوكلتيانوس « 340 » قيصر او بيست سال پادشاهى كرد « 341 » . با او سه تن ديگر در حكومت شريك بودند . يكى از آن سه مكسانتيوس « 342 » پسرش بود كه در رم مقيم بود و ديگرى كنستانتيوس « 343 » كه در بيزانس بود و سوم ماكسيميانوس داماد او كه در مصر و شام فرمان مىراند . در اين زمان مردم مصر عصيان كردند . ديوكلتيانوس سپاهى بر سرشان فرستاد و هلاكشان كرد . در سال يازدهم پادشاهى او نرسى در ايران به سلطنت رسيد و هفت سال فرمانروايى كرد . پس از نرسى هرمزد پنج سال پادشاه بود . اين قيصر در سال نوزدهم پادشاهى خود فرمان ويرانى همهء كليساهاى مسيحيان را صادر كرد . و همه را ويران كردند . مسيحيان را در تنگنا نهاد و از ايشان خلق كثيرى را بكشت و كتابهايشان را آتش زد . در اين سال قحطى عظيمى آمد چنان كه هر مُدّ - يعنى يك قفيز شامى - گندم به دو هزار و پانصد درهم رسيد . ديوكلتيانوس سپس از پادشاهى كناره گرفت و با مردم در آميخت تا مرگش فرا رسيد . ماكسيميانوس دامادش نيز چنين كرد . پس مكسانتيوس و كنستانتيوس تنها در حكمرانى باقى ماندند . از سال آغاز پادشاهى ديوكلتيانوس ، يعنى سال پانصد و نود و شش اسكندرى ، تاريخ ديوكلتيانوس كه قبطيان بدان تاريخگذارى مىكنند - و آن را به ياد مسيحيانى كه در اين سال كشته شدهاند ، تاريخ شهدا مىنامند - آغاز مىشود .